شجریان ، شجریان است

نام آهنگ: سپیده( ایران ای سرای امید)

آهنگساز: محمد رضا لطفی

شاعر: هوشنگ ابتهاج

خواننده: محمد رضا شجریان


آقایان صدا و سیمانی! هر غلطی که می خواستید کردید و مجازید هر غلطی که می خواهید بکنید اما به خاطر خدا (که به آن اعتقاد ندارید البته) دست از سر هنر مظلوم این مملکت کوفتی و خاطرات نصفه نیمه اما شیرین مردم بردارید.

آهنگ "سپیده" فقط یک خواننده دارد که اسمش "شجریان" است این استفراغی که در تلویزیون به خورد مردم می دهید شرم آور است.

برادر ضرغامی! مثلث شجریان ، ابتهاج و لطفی جانشین ناپذیر نیست و تو تنها عرض خود می بری و زحمت ما می داری ای مگس سرکه!

همین کارها را می کنید که مردم ساعت 9 شب بیست و دو بهمن می روند روی پشت بام ها که الله و اکبر بگویند یکباره یاد شما می افتند و یک چیزهای دیگر می گویند.

آقای محمد معتمدی! خواننده گاو صدای صدا و سیمانی! نشخوار براي آدميزاد زشت است.شما هم بعد از این جای دیگری بالا بیاورید و اگر شعور ندارید لطفا شرف داشته باشید.

همین!


یک و دو سه و ...

یک و دو و سه و چهار

از خواب قصه بیدار

دو و سه و چهار و پنج

توو دستاش نقشه گنج

سه و چهار و پنج و شش

چاقو ، چارراه، نفس کش

چهار و پنج و شش و هفت

رستم از شاهنومه رفت

پنج و شش و هفت و هشت

اونی که رفت برنگشت


بارون چیکه چیکه

سارا دلش کوچیکه

توو قصه ها دوباره

سارا انار نداره

دارا و رنگ سیبش

اسکناسه توو جیبش

سارا کنار جاده س

طفلی ولی پیاده س

...


يك و دو و سه چهار

از خواب قصه بيدار

...

چار...پار...ه

ساعت هفت - ترمینال غرب

قول دادی که زود برگردی

اندکی لاهیجان من باشی

یعنی از لنگرود برگردی


من همینجا کنار من ماندم

ماندم اینجا نهنگ تر بشوم

وسط ترمینال آزادی

مرگ بر هر چه ... تر بشوم


این هوا یک هوای معمولی است

یک غزل می شود نوشت ولی

نه... فقط راه می روم تنها

با شلپ های ویسکی بغلی


توی این چارپاره خوابم برد...



حنجره های نفرین شده

انقلابي هاي ديروز از نفس افتاده اند.سي و دو سال بعد از هر چيز نفس تنگي مي آورد و سرفه هاي ممتد و عواقبي كه براي هر انقلاب و انقلابي قابل پيش بيني است.

حالا اگر به نحوست و اين حرف ها هم اعتقاد داشته باشي ماجرا شكل تازه تري پيدا مي كند.حقيقت اين است كه آوازها و آوازه خوان هاي انقلاب به شكل مرموزي از صفحه روزگار محو مي شوند و حتي صدا و سيمان ( ببخشيد صدا و سيما ) هم از جنازه آنها پرهيز مي كند.

فهرستي از آوازها و آوازه خوان هاي نفريني را با هم مرور مي كنيم.

 

1-   محمد رضا شجريان

پيش از ديگران به صف انقلاب پيوست.با آتشفشان حنجره اش از برادري گفت كه نوجوان بود و غرق خون و كاكلش آتشفشون و چه اصراري داشت صدا و سيماي اوايل انقلاب كه اين هنر و هنرمند را هم مثل ساير غنايم به جا مانده از دوران طاغوت مصادره كند.

به خاطر همين "ايران اي سراي اميد" را به اندازه تعداد موهاي سر ايرانيان از رسانه ملي پخش كردند اما بالاخره شجريان از همه چيز به تنگ آمد و به رييس وقت صدا و سيما نامه نوشت و عاجزانه درخواست كرد ممنوع الصدايش كنند.اين برادران هم كمي تا قسمتي قبول كردند اما شجريان سرانجام به موج سبز پيوست تا پرونده اش به بايگاني راكد رسانه ملي سپرده شود.

 

2-   شهرام ناظري

جواني با سبيل هاي مشكي تابدار كه "نعش شهيد جوان" را در سال هاي پر آشوب خوانده بود و با صداي زخمي اش غوغايي به پا مي كرد حدود سي سال از خوانندگان محبوب سازمان صدا و سيمان به حساب مي آمد اما اين كرد ياغي هم به موج سبز پيوست تا رسانه ملي يكي ديگر از فرزندان انقلاب را قورت بدهد.

 

3-   محمد اصفهاني

شايد از ديدن نام محمد اصفهاني در اين فهرست تعجب كنيد اما وقتي به ياد بياوريد كودكي بي مو را كه در آن روز تاريخي در حضور بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران قرآن خواند و در فرودگاه "خميني اي امام" را فرياد كرد آنوقت در مي يابيد كه اصفهاني در اين ليست چه مي كند.

صداي اصفهاني تا همين يكي دو سال پيش از راديو ، تلويزيون، كوي و برزن و حتي يخچال و ماشين لباس شويي به گوش ما ملت شريف ايران مي رسيد اما از زماني كه اصفهاني هم "سبز" شد ناگهان ورق برگشت و قاري بهشت زهرا هم بايكوت شد.

آخرين شاهكار اصفهاني استنكافش از آوازخواني در حضور احمدي نژاد بود كه به نفع آن يكي همشهري اش يعني حاج آقا برادر افتخاري تمام شد تا در عين جواني به چهره هاي ماندگار مبدل شود!!!

 

4-   اسفنديار منفرد زاده و همسرش

اين عزيز و همسر بزرگوارش از همان اول بدون بليت سوار قطار آوازخوانان انقلاب شده بودند و به همين خاطر در همان ايستگاه اول پياده شدند. هرچند برادر عزت ضرغامي هنوز اصرار دارد آهنگ مجاهدين و پيكاري ها را به بهانه انقلاب پخش كند اما اسفنديار و بانو رسما سبزي شدند و هربار فرصتي پيدا كنند به جمهوري اسلامي فحش هاي آب نكشيده مي دهند.

اما در اين ماجرا برادر ضرغامي هم چندان مقصر نيست.آهنگ و شعر و صداي اين عزيزان منافق!! واقعا شنيدني است.راستي شما با اين آهنگ شان حال نمي كنيد؟

هوا دلپذير شد گل از خاك بر دميد ...

 

5-   رضا رويگري

با صد من سريش هم به انقلاب و اسلام و معنويات و اين بساط ها نمي چسبد.كاسب است و كاسب هم حبيب خداست اما گاهي كه در كاسبي افراط مي كند حرف هايي مي زند كه مرغ پر كنده را هم به خنده مي اندازد.زماني دور در تنور انقلاب ، نان "ايران ايران ايران ، رگبار مسلسل ها" را پخته و هنوز دارد مي خورد و مي خوابد.رضا رويگري چهره مورد علاقه تمامي وزارتخانه ها،نهادها،ارگان ها و سازمان هايي است كه حاضرند پنج ميليون تومان پول بي زبان ملت را بدهند تا اين ختم روزگار و اين هنرپيشه زبان دار براي صد هزارمين بار براي ميهمانان شان تعريف كند كه پاي كدام منقل و جنب كدام بساط و با چه حس و حالي اين آهنگ را خوانده است.

 

6-   ساير عزيزان

ديگر مصدع اوقات شريف عزيزان نمي شوم فقط اين را بدانيد كه غير از برادر محمد گلريز – اخوي بزرگوار و مكتبي استاد گلپا – تمامي خوانندگان آن روزها نفرين شده اند و يا از قطار انقلاب پياده شده اند و يا به ضرب زور و به مدد توسري پياده شان كرده اند!

و اين حكايت ادامه دارد اما من به ناچار سكوت مي كنم و ديگر چيزي نمي نويسم.به قول دوست نازنينم خليل جوادي:

بسه ديگه بازم بگم بد مي شه

يهو صلاحيت مون رد مي شه

ارادتمند

عليرضا بندري