شب را گره زدم به خودم راه می رومتا ماه می روم ...بله تا ماه می روم
"همواره عشق بی خبر از راه می رسد"
همواره من به صورت بی راه می روم
با شب برای دیدن تو از چهار راه
می پیچم و به آن ور دلخواه می روم
با کافه ها پیاده روی می کنی و من
هر شب کلافه تا ...
این قافیه ها تو را به من نمی رساند
فقط کنار و دریاکنار قافیه می شوند
درست مثل عشق
که دمشق را با همه زشتی هایش می نشاند روی انگشتر
انگشتر را می نشانی توی دست های کسی حوالی دریا کنار
کنار می آیی با کسی که از دریا لب می گیرد
یا لباب الالباب
امشب یک تکه از پرچم تو را پاره کردم
چپاندم توی دهانم
روبروی این بانوی جوان که با انگشت اشاره روی لب هایش صلیب کشیده است