چار...پار...ه
ساعت هفت - ترمینال غرب
قول دادی که زود برگردی
اندکی لاهیجان من باشی
یعنی از لنگرود برگردی
من همینجا کنار من ماندم
ماندم اینجا نهنگ تر بشوم
وسط ترمینال آزادی
مرگ بر هر چه ... تر بشوم
این هوا یک هوای معمولی است
یک غزل می شود نوشت ولی
نه... فقط راه می روم تنها
با شلپ های ویسکی بغلی
توی این چارپاره خوابم برد...
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 21:6 توسط علیرضا بندری
|
بانوی مغرور مصر