در این مملکت هیچ چیز قابل پیش بینی نیست هرچند عادت کرده ایم همیشه از سرزمین های دور مثال بزنیم و پیروزی اوبامای سیاه پوست را در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا خلق شگفتی بدانیم.

کشوری که با سید محمد خاتمی روی ریل اصلاحات حرکت می کرد در یک چرخش عجیب ٬ روستازاده ارادانی را در انتخاباتی به پیروزی رساند که شیخ علی اکبر هاشمی رفسنجانی  (ذخیره نظام ) خود را برنده بی چون و چرای آن قلمداد می کرد.

آقای رییس جمهور که از فرمانداری یکی از شهرهای کوچک یک استان غربی به شهرداری تهران رسید و از راه میان بر و البته با حمایت تشکل آبادگران به کاخ ریاست جمهوری  آمد حالا با یک چالش بزرگ دست و پنجه نرم می کند که آن هم محبوبیت ناگهانی میر حسین موسوی است. مردی که نام کوچکش بیشتر از شهرت فامیلش روی زبان مردم می چرخد.

طیف حامیان احمدی نژاد برای تخریب سید محمد خاتمی برنامه های مدونی داشتند اما ظهور یکباره میرحسین موسوی همه معادلات را به هم ریخت تا کشتی بان به سیاست تازه تری بیندیشد.

آنچه مسلم است حضور مهدی کروبی عصبی و محسن رضایی نه چندان محبوب در انتخابات دهم تنها یک خاله بازی سیاسی است و رقابت جدی بین رییس جمهور امروز و نخست وزیر سابق است.

 در این رقابت پایاپای اگر میر حسین موسوی به پیروزی برسد در هنگام تحویل قدرت با مشکلات بی حد و حصری روبرو خواهد شد.بی تردید مدیران تازه به دوران رسیده دولت نهم که هنوز عطش قدرت شان سیراب نشده و به دلیل عشق قدرت از اندوختن ثروت کافی محروم شده اند به سادگی میدان را خالی نمی کنند و با توسل به نیروی حاکمیتی ٬ سهم قابل توجهی را در اداره کشور به خود اختصاص خواهند داد.

از سوی دیگر به هم ریختن ساختارهای اداری کشور از سوی دولت نهم و خود مختاری مدیران دولتی و تغییر شرح وظایف و تخصیص بیحساب و کتاب منابع مالی و در یک کلام بلبشوی اقتصادی می تواند دامی خطرناک بر سر راه مدیران اتو کشیده دولت اصلاحات به حساب بیاید و شرایط را به گونه ای رقم بزند که سر و کار مدیران آینده نظام به محبس بیفتد.از سوی دیگر هر حرکت غیر متعارفی از سوی نیروهای سیاست خارجی میر حسین موسوی سر بزند و ادبیات هسته ای ایران تغییر کند آن گاه شائبه خیانت و وطن فروشی دولت اصلاحات تقویت می شود و با توجه به چینش احتمالی مجلس در آینده حتی کفایت سیاسی میر حسین موسوی نیز زیر سوال خواهد رفت.

اما اگر میرحسن موسوی میدان انتخابات را به احمدی نژاد واگذار کند وضعیت بحرانی تری حاکم خواهد شد.نخست وزیر سابق پس از بیست سال خاموشی به میدان سیاست برگشته ٬ محال است بعد از شکست احتمالی در انتخابات دهم به کنج فراموشی و عافیت بخزد.میرحسین و یارانش از موضع انفعال به در آمده و کنشمندی را از سر گرفته اند و تردیدی نیست که به سادگی سودای حکومت را از یاد نخواهند برد.

به عبارت دیگر اقتصاددانان و سیاستمداران  منتقد دولت نهم که در چهار سال اخیر جز موج سواری رسانه ای و نق زدن های بی اثر کاری نکرده اند در قامت مخالفان شبه حکومتی ظاهر می شوند و دولت احمدی نژاد را با بحران اساسی روبرو می کنند.

در حال حاضر میرحسین غیر از محبوبیت شخصی و کارنامه مستقل  از امتیاز در اختیار داشتن ماکت اصلاحات -به سبک خاتمی- استفاده می کند و می تواند به فوران آتشفشان های خاموش رای هم امیدوار باشدو به دوران اوج سیاسی خود برگردد.

اما این سوی میدان ٬ خود پسندی و ترکتازی یاران نزدیک احمدی نژاد و فرعونیت معاونان و مشاوران و مدیران ارشد وی ٬ مظلومیت - همان تنها حربه آقای رییس جمهور - را در معرض خطر جدی قرار داده و دیر نخواهد بود که این مظلومیت از دست رفته اردوگاه اصولگرایان را به اغتشاش بکشاند.

در هر حال میر حسین موسوی یک حقیقت زنده است و با دشمنان فرضی احمدی نژاد تفاوت های بسیاری دارد. اگر سهم خواهان و تشکل های سیاسی بدنامی که زیر علم میر حسین سینه می زنند از دور و برش تارانده شوند آنگاه احمدی نژاد نفس گرم نخست وزیر سابق را پشت گردنش احساس خواهد کرد و شاید در سایه  همین ترس و نگرانی کرسی ریاست جمهوری را به رقیب کهنه کار بسپارد.

اگر احمدی نژاد شطرنج باز خوبی بود - که نیست - می توانست با قربانی کردن چند مهره کلیدی به بازی برگردد اما بعید است در زمان اندک باقیمانده این میزان هوشیاری از وی سر بزند و به احتمال قریب به یقین آقای رییس جمهور ناچار خواهد بود پیش از شمارش کامل آرا ٬ به میر حسین تبریک بگوید.