بي اجازه ها
پشت اين پنجره ها كه خط قرمز نداره
يه نفر هس كه ترانه هاش مجوز نداره
كنار تنها يي هاش مي شينه با چشماي خيس
مردي كه هيچكدوم از ترانه هاش فروشي نيس
مردي كه تابوت عشقشو زمين نمي ذاره
تو ترانه ش جاي بوسه نقطه چين نمي ذاره
مردي كه پشت سر ستاره ها بد نمي گه
مردي كه به آينه ها بيخودي مرتد نمي گه
از اونا مي گه كه كابوس شباي ما شدن
شيطونايي كه فقط فكر مي كنن خدا شدن
آره پشت شيشه ها كه خط قرمز نداره
من همونم كه ترانه هاش مجوز نداره
بي اجازه ها ...بي جوازها...بي مجوزها...بي غيرت ها...اي بي ...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 8:30 توسط علیرضا بندری
|
بانوی مغرور مصر