تو همون قطره بارونی که از ابرا می افتی

عکس امروزی که توو آینه فردا می افتی

می شه توو چشمای تو شبای تاریک و سحر کرد

تو هنوز یه اتفاقی که توی رویا می افتی

روی ماسه های ساحل وقتی چیزی می نویسی

وسط حرفای آبی من و دریا می افتی

تو همیشه شعر رفتن از خرابی رو لباته

دو قدم مونده به آبادی ولی از پا می افتی

توو شب به این قشنگی که ستاره خواب نداره

اگه عاشق نشی از چشم ستاره ها می افتی


بالاخره طلسم  بی جوازی ها شکست و امسال این ترانه با صدای کوروش یغمایی به بازار می آید.بازاری که ربطی به من ندارد با ترانه ای که جز نوشتنش چیزی را به یاد نمی آورم.این حافظه را پاک می خواهم.پاک مثل عکس امروزی که در آینه فردا می افتد.ترانه برای من یک بعدازطهر تعطیل است.

تعطیل است مثل خودم