... ، ...
تنهایی
این شکلش را ندیده بودم تا حالا
یعنی تکیه داده بودم
سر رفته بودم
ترک خورده بودم
اما ندیده بودمش از این دوردست
از اینجا که مثل یک پارک بزرگ است
اولش نیمکت دارد با سه ستاره بالای سرش
بعد که آه می کشد وارونه و به قول شاعر
آه از آن مست که با با مردم هشیار چه کرد
آخرش از اینجا دید ندارد
از همانجا که ایستاده ای نگاهش کن
اولش که نیمکت دارد مال تو
آنجا که مست با مردم هشیار داستان دارد مال من
آخرش هم مال هیچکس نباشد
آخر این تنهایی
اقیانوسی است که کشتی هایش را باد برده است
پانوشت:
تنهایی و همه چی خوبه ...تنهایی باهات چیکار کرده مرد...چه بلایی سرت آورده که فکر می کنی همه چی خوبه...وقتی نیست.
+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 2:37 توسط علیرضا بندری
|
بانوی مغرور مصر