این فیلم تکراری است

حالا تو شک نداری که من بالا می آورم توی سطل سفید اتاق

بعد پرستار می آید و گوشی تلفن را برمی دارد


: برات آزمایش نوشتم.تا صبح تحمل کن!


بعد تو روی صندلی جابجا می شوی و پفک زیر دندانت صدا می کند


خودم را از روی تخت پرتاب می کنم توی پیاده رو

در سکانس بعدی هواپیمایی در قلب من فرود می آید


این فیلم برای تو تکراری است

و برای کنترلچی پیر که روی صندلی خوابش برده است