صدای تو در نمی آید ایگناسیو

صدای تو از هیچ گیتاری بیرون نمی آید

تو در خودت دفن شده ای برادرکم

تو در خودت تمام شده ای


این استکان چای را که هورت بکشم

از این تابلوی نقاشی بیرون می روم

و تو

در چارچوب قابی خیره می مانی که کسی در آن نیست