چیزی شبیه ابرک بی باران ،در آخرین نگاه تو جا مانده

بیژن ترین منیژه نژاد من / در انتهای چاه تو جا مانده

 این قهوه خانه کافه تر از دیروز، برگشتم و کلافه تر از دیروز،

رویای تو ملافه تر از دیروز ، در حسرت گناه تو جا مانده

درگیر زخم های نمک خورده ، در فکر روزگار الک خورده

 یک تکه از هوای ترک خورده ،در نی نی نگاه تو جامانده

معصومه! چشم های مرا قم کن! من را شبیه سایر مردم کن

انکار کن که زائر غمگینی ، در نیمه های راه تو جا مانده

...