پس پسا مدرن
سبد که نبودم
بریزی در من هر چه چیده باشی
جاده که نبودم
کفش هایت را در بیاوری
وقتی از راه رسیده باشی
بغل نبودم
که اینهمه ترسیده باشی
باید من را قبل از اینها هم دیده باشی
که صبور نبودم
اینجوری زنده به گور نبودم
بازی نمی کردم با قافیه
انگار کافیه
باید حال این روزهای من را فهمیده باشی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 0:51 توسط علیرضا بندری
|
بانوی مغرور مصر