قاصد روزان ابری
این بار چندم است که می میرم
این بار چندم است که می خندی
این بار چندم است که می بارم
این بار چندم است که می بندی
درهای بسته مثل نفس ه ا ی م
یعنی بریده ام ...نه ... نمی فهمی
این بار چندم است که غمگینم
این بار چندم است که بی رحمی
با چشم های کور خودم دیدم
از پشت شیشه دست تکان دادی
این بار چندم است که می میرم
بی تو در این حوالی آزادی
این شرح حال من که همین پایین
چسبیده روی پایه این تخت است
این بار چندم است که می میرد
مردی که توی ذهن تو خوشبخت است
جان مي دهد براي تماشا ...آخ
جان مي دهم كنار شما كم كم
اين بار چندم است كه مي ترسي
اين بار چندم است كه مي ترسم
اين بار چندم است كه مي گويم
"با من بدون فاصله صحبت كن"
من ساده ام به سادگي اينها
مفعول و فاعلات و مفاعيلن
تو جای من نفس بکشی خوب است
تو جای من نفس بکشی خوب است
این بار چندم است که می گویم
تو جای من نفس بکشی خوب است
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۲ ساعت 15:31 توسط علیرضا بندری
|
بانوی مغرور مصر