مونترال را داغ می کشم
مکزیکوسیتی را سرد
سد می کشم آه را
کش می دهم خمیازه بعد از ظهر را تا جنوب این نقشه
هواپیما را شاد می کشم
تو را سنجاق می کنم کنار خودم
سرد می کشم
درد می کشم
خودم را جایی می کشم که توی این نقشه نباشد
توی تنهایی تو فرود نیایم
اخبار ساعت 14 را غمگین نکنم
تو را بیاورانم به دریا کنار و خودم نباشم
مرده باشم خودم
جایی پرسه بزنم توی اقیانوس بالای سرت
(که تو کمربند ایمنی را باز کنی . پشتی صندلی را به حالت اول دربیاوری)
...
تو را نمی دانم عزیزم
اما من به دنیا آمده ام
تا ماهیگیران پیر
دست خالی به خانه نروند
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 14:5 توسط علیرضا بندری
|
بانوی مغرور مصر