چیزی نپرسیداز من

من هیچ چیز نمی دانم

آقای بازجو!

نتي نيستم با تو برادر

خوني هم نيستم

اما شيري نبود آن دنداني كه افتاد

آقاي بازجو

من اسم هيچكس را به ياد نمي آورم

اجازه بده اين صفحه سفيد بماند

من هيچ چيز نمي دانم

 

آقاي بازجو!

به لبخند مرموز موناليزا نگاه كن

اگر چيزي سر درآوردي

آنوقت من تمام رازهاي سرزمينم را

براي تو فاش مي كنم