شبنامه های گیج
این شعر با نامی آغاز می شود که ممنوع است
نشانی مزرعه چای را می دهم و از نامش می گذرم
همه جا پخش می شود
مثل شبنامه های کودتا
عطری که همه می شناسند
شعر همینجا لو می رود
پلیس روبروی همین شعر ماشه را می کشند
و می نویسم م...
بعد می میرم
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 22:28 توسط علیرضا بندری
|
بانوی مغرور مصر