این شعر با نامی آغاز می شود که ممنوع است

نشانی مزرعه چای را می دهم و از نامش می گذرم

همه جا پخش می شود

مثل شبنامه های کودتا

عطری که همه می شناسند

شعر همینجا لو می رود

پلیس روبروی همین شعر ماشه را می کشند

 

 

و می نویسم  م...

بعد می میرم