انقلاب سبز نام "خلیل جوادی" را فراموش نخواهد کرد
با به میدان آمدن این سه سخنور ، شعارها رنگ شعور به خود گرفت و اندیشه ورزی جای خود را در مردم باز کرد.سرعت باورناپذیر شعر در جامعه تا آنجا پیش رفت که سعید نفیسی در این باره نوشت: روزي كه نشريه نسيم شمال منتشر مي شد، موزعان، كه كودكاني ۱۰ تا ۱۲ ساله بودند، در همان محل چاپخانه گرد مي آمدند و در طرفه العيني تمامي نشريه را مي خريدند.
شهریار تبریزی در این باره می گوید:
سر تصنیف عارف مرحوم //// هست بر من هنوز نامعلوم
شب که می گشت این ترانه بلند///صبح اطفال کوچه می خواندند
روز دیگر مگو که بی اغراق///// منتشر بود در همه آفاق
پست تهران نبسته بار سفر//// شعر عارف ز مرز رفته به در
می توان با نبودن بی سیم //// معتقد شد به دستگاه "نسیم" ...
در روزگار ما شعر حریم حرمت خود را از کف داد و در مجموعه هایی با شمارگان ٢٠٠ تا ٣٠٠٠ به گل نشست و گاه اگر شهرتی هم یافت نه به خاطر شیوایی کلام که به مناسبت رعنایی و زیبایی و حتی نابینایی سراینده بود و بس!
در هیاهوی روزهای آغازین انقلاب ؛ منظومه زیبای " آبی - خاکستری - سفید" اثر "حمید مصدق" با فراز معروف " من اگر برخیزم/ تو اگر برخیزی/ همه بر می خیزند "خیلی زود به صف انقلابیون پیوست تا لالایی شبهای بی پایان مبارزان شود.
در این مجال اندک سخن گفتن از تمام شاعران مردمی محال است و من نیز چنین قصد و ادعایی ندارم.آنچه مرا به نگارش این سطور واداشت ، تاثیر غیرقابل انکار سروده های "خلیل جوادی" در موج سبزی است که این روزها به راه افتاده و از قرار معلوم سر توقف نیز ندارد.
"خلیل جوادی" را از روزهای پر آشوب اوایل دهه هفتاد می شناسم. جوانی جسور و صریح که در میدان شعر ، بیش و پیش از بچه های آن نسل به زبان مردم نزدیک شد و در روزگار - به قول خودش - " قحط الادراک " حرفش را زد و "مردم" هم شنیدند.
نه نامی دارم که در راهش خرج کنم و نه نانی که به قرض روی سفره اش بگذارم که به لطف خدا هر دو را به قدر کفایت دارد.با اینهمه تردیدی ندارم که سهم "خلیل جوادی" در انقلاب سبز اگر از همگنان خود در انقلاب مشروطیت ، بیشتر نباشد ، کمتر نیست.
"خلیل"در اواسط دهه هفتاد نام خود را با مثنوی " خیابان خوابها " روی زبان ها انداخت که البته این شعر کمی بعد با آهنگسازی "فواد حجازی" و صدای " علیرضا عصار " از مرزهای کشور فراتر رفت و سرود ملی غیر رسمی ایران ، لقب گرفت.
چندی بعد غزل دلچسبش با آغاز : " آیینه سر بدزد که کورند سنگ ها" با شورش های خیابانی ١٨ تیر گره خورد و کمتر روزنامه نگاری از این مصراع برای تیتر یادداشت خود بهره نبرد. "خلیل" پیشگو نبود اما شبیه پرنده خیلی زودتر از دیگران وقوع طوفان را پیش بینی می کرد و همین حقیقت ، خواب سروده هایش را به تعبیر می رساند.
با احترام به اثر "آلت موسیقی" می توان گفت که طنز جاندار و بی نظیر " محکمه الهی " نقطه اوج "مردم نویسی" او به حساب می آید.یک مثنوی ساده اما خوش آب و رنگ با جوهره ای آمیخته به درد که پس از دهه ها با زبان مردم از دلشان سخن می گفت.بررسی این اثر جاودانه مجالی فراخ تر می طلبد که اگر عمری باشد به حد بضاعت حق آن را ادا خواهم کرد اما همین بس که این سروده در روزگار اختناق و اوج سانسور ادبیات ، ابتدا پایتخت را درنوردید و در زمانی ناچیز تمامی شهرها ، روستاها ، قصبه ها و حتی ده کوره ها را هم فرا گرفت.
سیل سروده های طنز در حوزه اجتماعی و همچنین جعل مکرر نام "خلیل جوادی" در رسانه های دیداری و شنیداری نشانه توفیق شعر در روزگار "قحط الادراک" بود و همین اتفاق به شاعران طنزپرداز جرات داد تا در لفاف شهرت "محکمه الهی " حرکت کنند.
اما این بار "خلیل جوادی" که سابقه مشت و مال "حاجی بازاری های ابن اوقت" ، "صدا و سیما" ،" مدیران کوتوله " ، " مال مردم خوارها " و جماعت فاسد دیگر را در کارنامه خود دارد این بار پا به عرصه انتخابات گذاشته و تمام قد از "میرحسین موسوی" حمایت کرده است.
همانطور که انتظار می رفت ، طنز انتخاباتی " خلیل " هم به سرعت برق و باد در بین مردم دست به دست شد و هنوز در بین طنزهای انتخاباتی حرف اول را می زند. طنزی که در آن نه اثری از هجو می توان یافت و نه مایه ای از وقاحت که این روزها به شدت گریبان جامعه را گرفته و رها نمی کند.طنزی نجیب که در این روزگار نانجیب خیلی جای خالی اش احساس می شد.
می دانم اگر " دن کیشوت های انقلاب سبز " این سطرها را بخوانند به پستو می روند و دندان هایشان را برای دریدن من تیز می کنند اما با جسارتی آغشته به افتخار ادعا می کنم که "خلیل جوادی" همان " نسیم شمال " و " عارف قزوینی " و " میرزاده عشقی" روزگار ماست که هر روز " تهدید " می شود و "طعنه" تازه ای تحمل می کند اما از میدان نمی گریزد.
با اطمینان می گویم که در آینده نزدیک خیلی ها می آیند و می روند و نام ها و یادهای بسیاری فراموش می شود اما نام "خلیل جوادی " هیچگاه از حافظه تاریخی انقلاب سبز پاک نخواهد شد.
بانوی مغرور مصر